تبلیغات
حرف دل - دلتنگم

حرف دل

دلتنگم :[عمومی , ]

<:P:>سلام <:P:>  <:P:>  <:P:>نمی دانم از کدام دردم از کدام حرفی از کدام دشمنی ها از کدام بی انصافی ها از کدام بی عدالتی ها و از کدام خوبی ها و از کدام بدی ها بگوییم . ولی دلم خیلی می خواهد داد بزند فریاد بزند . ولی باز به این دلم می گوییم آیا می توان دوباره زنده شد و امیدوار شد.

کاشکی یکی بود به من یک سیلی می زد و من را به دنیای امروز بیاورد ولی حیف که این دل بد جوری دل تنگ شده . دل تنگ تمام دل تنگی ها دل تنگ تمام دوست داشتن ها دل تنگ تمام قهر کردن ها دل تنگ تمام زیبایها...  دل تنگ تو.....

<:P:> 

<:P:>       ********************************

<:P:> 

  

من به غیر از تــــو نخواهم ، چه بدانی ، چه ندانی

از درت روی نتــــــــابم ، چه بخوانی ، چه برانی

دل من میل تـــــــو دارد ، چه بجوئی چه نجوئی

دیده ام جـای تــــو باشد ، چه بـمانی ، چه نـمانی

مـن كـه بیمار تـــــو هستم ، چه بپرسی چه نپرسی

جان به راه تـــــــو سپارم ، چه بدانی ، چه ندانی

میتوانی به همه عـمر ، دلم را بفریبی

ور بكوشی ز دل من بگریزی ، نتوانی

دل من سوی تــــــو آید ، بزنی یا بپذیری

بوســــه ات جان بفزایـد ، بدهی یـا بستانی

جانی از بهر تـو دارم ، چه بخواهی چه نخواهی

شعرم آهنگ تــو دارد ، چه بخوانی چه نخوانی

    ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

 

       

<:P:>

<:P:> 

<:P:>امروز مدام به خودمو تو فکر کردم تویی که در تموم لحظات همراه منی سایه به سایه من ..رفتم و جلو اینه وایسادم خوب خودمو بر انداز كردم می خواستم خودمو منهای تو تصور كنم خواستم بدونم بدون تو كی هستم ....
اروم اروم تو رو از وجودم خط زدم اما دیدم كه تمام تصویر تو اینه محو شد و از من دیگه منی نموند....
عزیز مهربونم من در تو حل شدم من خود تو شدم من منهای تو مساویه با نیستی مساویه با تاریكی ...تنهام نذار هیچوقت تنهام نذار بزار با وجود تو همراه با نفسای گرم تو نفس بكشم بزار متولد بشم هر صبح با باز شدن چشمای نازت بزار زندگی كنم با تپشای قلب پاكت بزار صدای نازت موسیقی همیشگی روح خسته من باشه....

<:P:> 

<:P:>   

<:P:> 

کمی باران برای خیس بودن در هوای نمدارم !

اندکی نور برای دیدن سویی از میان هزار بیسوی غزلواره های تب دارم !

چند شاخه شب بو برای باقیماندهء شبهای عمرم !

و چندین واژهء سبز برای گفتن از هزار خیال رفته بر بادم !

برای زنده بودن منی که جز تو چیز دیگری نیست در یادم ! کافیست

        ********************************

 

    

                  

نازنینم !

به سکوت این روزهای نقره ای نگاه نکن

 

آنچه در آینهء هر روز زندگی توست لبخند مهربان و سادهء گریز مهتابی توست بر دل سیاه شب که بی محابا با تو صادق است

 

آنچه در این قاب که حتی غبار زمان هم به خود گرفته و پیش روی توست تصویر خود توست که بی حساب بر تو و نگاه خیس و همیشه سبز تو عاشق است

 

و آنچه در صفحهء این روزهای بدبیاری ؛ هنوز هم بیقرار دستهای توست همان هجوم گرم و عاشقانهء خود توست به انجماد سرد واژه ها که بی کتاب بر تو لایق است

 

من فقط این روزها احساس می کنم کمی بیش از پیش ... 

 ؛ عاشق شده ام

<:P:> 

<:P:> 

<:P:> 

<:P:> 

<:P:> هیچوقت از جاده خوشم نیومده ...
   میترسم از خدافظی ..
   دلم میگیره از رفتن و فاصله ..
   نیازم به رفتنه .. ! ذهنم آشفته ست .
 چـــــــــــــــــــــــــــقدردلــــــــــــــــــــــــــــــم گرفتـــــــــــــــه!!!

 

     ********************************

<:P:>

<:P:>  

 در نفس های زمان شکستم و از بردباریش گسستم.

وحشت غریبانه فاصله ها شکیبایی ام را گرفته.

صدایی نیست جز صدای پای فاصله.

فاصله ها مرا تسلیم ناخواسته ها می کنند.

چاره چیست؟

می دانم جز شکستن هیچ نیست . . .

           

 

                                     امید...

نوشته شده در پنجشنبه 15 اردیبهشت 1384 و 02:05 ق.ظ توسط امید

ویرایش شده در پنجشنبه 15 اردیبهشت 1384 و 11:05 ق.ظ



frexplorer blog