تبلیغات
حرف دل - عشق چیست؟

حرف دل

عشق چیست؟ :[عمومی , ]

 

سلام

 

 

این مطلبو یکی از دوستام بهم میل کرده بود
 
عشق چشمی است كه گاه
خود را به كوری می زند
تا از خیابان عبورش دهی
بی آن كه بدانی عبورت داد
 
گفتم ای عشق بیا تا كه بسازی ما را
یا نه، ویرانه كنی ساختة دنیا را
 
گفتم ای عشق چه بر روز تو آمد امروز
كه به تشویش سپردی شب عاشق ها را
 
چه شد آن زمزمهء هر شبة ما ای دوست
چه شد آن صحبت هر روزة یاران را
چشمه ها خشك شد از بس نگرفتی اشكی
همتی تا كه رهایی بدهی دریا را
 
حیف از امروز كه بی عشق شب آمد ـ ای عشق
كاش خورشید تو آغاز كند فردا را
 
                                                         FlowerFlowerFlower
 
 
عشق از نگاه ـ كریشنا مورتی ـ متفكر هندی
 
 

عشق نیروئی است كه از انسان ساطع می گردد و زندگی را می آفریندتا زمانی كه عشق نیست، زیبائی هم نیست و بدون عشق و زیبائی راهی به حقیقت نیست

عشق و حقیقت حركت مخصوص خود را دارند ـ یعنی خودشان محرك خودشانند ـ

تنها حركت عشق است كه بدون محرك است ، جز حركت عشق هر حركت دیگر دارای یك محرك شخصی است
 
ما عشق را نمی شناسیم زیرا بر همه چیز سایة لذت را می افكنیم
 
عشق یعنی شور هستی و شور هستی ناطلبیده می آید ـ چیزی را كه ذهن می طلبد، لذت است نه شادمانی
 
عشق با لذت بیگانه است، لذت جدا كننده است آمیخته به حسادت و رقابت است حال آنكه عشق من و ما نمی شناسد و بنابراین عاری از رقابت و حسادت است
 
ما بركسی كه عاشقیم كه یك واكنش لذتبخش را در ما برمی انگیزد و این عشق نیست، عشق چیزی نیست كه كسی آنرا در انسان برانگیزد ـ خودش هست
 
ثمرة فكر هرگز نمی تواند عشق باشد

تعریف عشق بوسیلة فكر صورت نمی گیرد بنابراین چنان تعریفی كمترین ارتباطی با عشق ندارد
 
عشق در قلمرو زمان نیست، چیزی نیست كه بتوان آن را به یاد داشت و درباره اش اندیشید

خاطره فاقد محتوای عشق است

عشق، اندیشیدن به شخصی نیست كه شما بر او عاشقید ـ شما نمی توانید عشق را بیندیشید

عشق شعله ایست بدون دود فكر

اگر شما نسبت به عشق آگاه باشید آن عشق نیست زیرا آگاهی بوسیله فكر است و فكر با عشق بیگانه است

شما اگر به كسی نیندیشید احساس می كنید كه نسبت به او عشق نداشته اید ـ حال اگر بیندیشید، اندیشیدن شما بدان معنا است كه نسبت به او عشق دارید؟ آیا صرف اندیشیدن دلیل عشق داشتن می شود؟

عشق چیزی نیست كه دست فكر به آن برسد و از آنجا كه تمام وجود ما را فكر در خود گرفته است نمی توانیم زیبایی، شكوه و جذبة عشق را در خود تجربه كنیم
 
عشق هنگامی وجود دارد كه قلب، خود را با محاسبات مغز پر نكرده باشد

عشق زمانی هست كه فكر آرام گرفته و از دخالت و اندیشه درباره عشق  باز ایستاده است

عشق كیفیتی است باز، نرم و انعطاف پذیر ـ ذهنی كه دیواری سخت از مقاومت به دور خود كشیده با عشق بیگانه است
 
عشق ضد هیچ چیز نیست، كیفیتی است مستقل و بدون ضد

عشق تنها كیفیت همیشه نو است
 
وقتی نفرت، آزمندی، رشك ورزی و جاه طلبی از بین رفت خانة وجود انسان، مستعد پرورش عشق می گردد

عشق با سركوب كردن نفرت تجلی نمی یابد، زمانی كه نفرت نیست عشق هست
 
تا عقش نباشد انسان نمی تواند خدا را بشناسد

ما معمولا عاشق امتیازهای اجتماعی یك فرد می شویم و آنرا با عشق نسبت به خود فرد اشتباه می گیریم ـ بندرت ممكن است شما عاشق بر آن پسر چوپان بشوید
وقتی عشق هست ـ خودـ نیست و وقتی ـ خود ـ هست عشق نیست

تا زمانی كه عشق حاكم بر روابط انسان ها نیست روابط بطور حتم رنج آلود و ناهنجار خواهد بود

اگر عشق در قلب ما بود، روابطمان با یگدیگر چنان ساده بود كه حتی یك كامپیوتر می توانست روابط ما اداره كند
 

انسانی كه عشق دارد بی نیاز از تایید یا عدم تایید است

وقتی عشق در شما هست نگران قضاوت دیگران دربارة خود نیستید

عشق با سركوب كردن نفرت تجلی نمی یابد، زمانی كه نفرت نیست عشق هست

عشق تنها چیزی است كه می تواند ما را از رنج و آشفتگی های درون خویش آزاد گرداند
 
 
                                     امید....

نوشته شده در دوشنبه 9 خرداد 1384 و 06:05 ق.ظ توسط امید

ویرایش شده در - و -



frexplorer blog