تبلیغات
حرف دل - خدایا حالا نوبت شماست

حرف دل

خدایا حالا نوبت شماست :[عمومی , ]

 

سلام

 

 

 

دوستان گلم از همتون میخام برام دعا کنین

 

برای من وعزیزترین کسم تو زندگی

 

شما که دلتون پاکه ما رو فراموش نکنین

 

خیلی نگرانم خیلی............

 

              ................................ 

 

 

 از شبنم عشق خاک آدم گل شد

 

                  شوری برخاست فتنه ای حاصل شد

 

 

 صد نشتر عشق بر رگ روح زدند

 

                  یک قطره از آن چکید و نامش دل شد

 

 

 

بر ورق های دفتری با شعر می توان بر سرزمین آرزو ها حكم راند

می توان در باد پیچید وُ به دنیایی دگر، آزاد راند

می توان چون ذره ای ، تا ابرها پرواز كرد

می توان همواره طرح دیگری آغاز كرد

می توان پَر باز كرد ، تا نور رفت

می توان در جاده های زندگی ، پُر دور رفت

می توان در تلی از اندوه بی پایان دلی پر شور داشت

می توان در باغ های نا امیدی بذری از امید كاشت

می توان با شعر ها تا ماه رفت

می توان در جاده های پر ستاره راه رفت

می توان از قید و بند آزاد شد خندید

می توان جام شرابی سركشید آواز خواند رقصید

می توان دردفتر خود غصه ها را چاره كرد

می توان زنجیر عادت های دیرین پاره كرد

می توان سد را شكست می توان بند قفس ها را گسست

می توان چون مرغ آزادی به هر بامی نشست

می توان تا بی نهایت بر افق ها چشم دوخت

می توان چون شاپرك عاشق شد وُ از عشق سوخت

می توان از راه رفته باز گشت

می توان دنبال رؤیا های رنگی رفت وُ هرگز برنگشت

 

          ( شعر بالا رواز وبلاگ یکی از دوستان انتخاب کردم)

 

         

نمیدونم چند روز یا چند ساعت یا چند سال باید بشینم و نگات کنم تا تموم نبودنت از یادم بره ... تا تموم دلتنگی هام رو به دست فراموشی بسپرم ..... اصلا دلم نمیخواد به وقت هایی که نیستی فکر کنم .... میخوام گم شم توی وجودت ....

 

            امید....                      

نوشته شده در چهارشنبه 18 خرداد 1384 و 04:06 ق.ظ توسط امید

ویرایش شده در چهارشنبه 18 خرداد 1384 و 05:06 ق.ظ



frexplorer blog